هشتم مارچ...!

هشت مارچ روز بین لمللی زن برای همه زنان جهان و بخصوص زنان رنجدیده کشور ما مبارک باد ...!

درین روزها عناوین و محتوای مضامین نویسنده گان عزیز کشور مان را در روزنامه ها, سایت ها ی وزین مترقی و ارگانهای نشراتی جنبش چپ و مترقی کشور را بزرگ داشت و یادهانی های از روز هشتم مارچ یفنی روز بین المللی زن احتوا نموده است. قابل یاد آوری است که علاوه از نوشته ها مقالات زنان کشور پیرامون روز بین المللی زن نوشته های از جانب تعداد از مردان مبارز و شخصیت های علمی کشور نظیر استاد  صباح تحت عنوان: "تقدس مادر و عطوفت زن دو کلمه در یک مفهوم است" و در سایت های وزین اصالت, مشعل, پیام نهضت و سایت وطن بازتاب یافته است و همچنان نوشته ی علمی نویسنده ی مشهور کشور گرانقدر سلیمان راویش تحت عنوان خطاب به مردان نیز زینت بخش سایت وزین پندار می باشد.

دوستان عزیز...!

بنا بر مصروفیت های زیادی درسی نتوانستم پیرامون این روز خجسته نظریاتم را تحریر نمایم و صرف ذریعه این نوشته مختصر تبریکات و تمنات نیک خود را بار دیگر به زنان مظلوم و ستم دیده کشور مان تقدیم میدارم.

و اینک بخاطر بزرگ داشت ار هشتم مارچ شعری را که شاعر توانای کشور استاد حضرت "ظریفی" در مورد مظلومیت زنان وطن ما تحریر و توسط محترمه خانم زرلشت "حبیب" دیکلمه گردیده و در ساییت زیبای رسانه نور بازتاب یافته است درینجا لینک نمایم.

 

 

 

 

!! نوشته شده توسط عزیزه ظفری | 2:6 PM | 2009/3/8

پلان مارشال، الگوی موفق بازسازی برای افغانستان!

 

 بعد از جنگ جهانی دوم کشورهای اروپایی همه ویران شده بودند. شعله های جنگ اروپا رابه  ویرانه ای مبدل نموده بود که سیستم اقتصادی آنها کاملا فلج شده و فقر، فساد و عدم ثبات سیاسی و اقتصادی در هر گوشه و کنار اروپا بیداد می کرد. مواد مورد ضرورت اولیه در هیچ جایی کفایت نمی کرد. مخصوصا هالند خسارات عظیمی را متقبل شده بود. در همچو یک حالتی تنها ایالات متحده امریکا می توانست تقاضای عظیم اروپا را به مواد خام، ماشین آلات و تجهیزات سرمایوی اقناع کند. پرابلم این بود که در جریان سال 1946 هالند و سایر کشورهای اروپایی با دالر های دست داشته خود به امریکا رو آوردند، اما این دالرها برای واردات ضروری خیلی محدود بود و می توانست پروسه ی اعمار مجدد را به خطر مواجه سازد.

جورج مارشال وزیر خارجه امریکا با درک این حالت بحرانی در اروپا، راه بیرون رفت از این مضیقه را پیشنهاد نمود. او در جون 1947م پلان کمک های اقتصادی به مقیاس وسیع را برای اروپا ارایه نمود و بدین ترتیب پلان مارشال وظیفه بازسازی را در کشورهای اروپایی به مقیاس وسیع تحت پوشش خود قرار داد. در جریان سال های 1948 تا 1952 هالند و پانزده کشور دیگر اروپایی مجموعا 14.6 میلیارد دالر کمک از ایالات متحده امریکا دریافت نمودند که بزرگترین این کمک ها را هالند بدست آورد (احتمالا آن بسکت های خشک و ارزان قیمت ماریا کاکی که توسط آن در خانه ی صدراعظم آن وقت هالند از دو نفر

کاردینا توران عالی امریکا برای کمک مارشال پذیرایی به عمل آمد، در مورد بی  تاثیر نبوده باشد.)

اذهان عامه مردم هالند را از زبان یک دهقان هالندی می توان فهمید که گفت:

"کلاه را به رسم سپاس به مارشال از سر پایین می آوریم اما آستین ها را باید برای آبادی هالند بالا بزنیم."

سپاسگزاری از کمک های اقتصادی امریکا با درک این ضرورت توام بود که به هدف فایق آمدن بر ویرانی های جنگ باید کار تشدیدی صورت بگیرد.

با گرفتن این کمک ها کارهای بازسازی تشدیدی در اروپا آغاز گردید. فابریکه های ویران شده دوباره آباد می گردیدند. ترمیم پلها، سرکها و غیره روی دست بود. زمین های که زیر آب فرو رفته بودند، دوباره برای استفاده خشک ساخته می شد. طاقت های تولیدی بازسازی شد وهزاران فعالیت اقتصادی دیگر روی دست بود.

باید بررسی نمود که چه چیز حکومت امریکا را واداشت تا چنین مبالغ بزرگی را

به شانزده کشور اروپایی کمک کند؟

به عقیدۀ یک امریکایی که در رازهای امور ورود داشت می نویسد: "پلان مارشال تنها ترین جواب برای تعدادی از درد سر ها و مشکلات برای امریکا بود. جدی ترین درد سربرای امریکاپیشروی کمونیزم بود که از اوضاع نا گوار اجتماعی، اقتصادی در اروپا مستفیدگردیده و می خواستند اروپا را تحت سلطه ی خود در آورند. همچنان مشکل یا تهدید جدی دیگر برای آمریکا مسأله سکون و پروتکسیونیزم در تجارت اروپایی بود که بنابر همین علت جورج مارشال به فکر یک همچو پلان وسیع کمک های اقتصادی برای اروپا گردید.

پلان مارشال که به منظور اعمار مجدد کشورهای اروپایی وارد صحنه ی اروپا گردید، توانست اقتصاد این کشورها ثبات بخشیده و چرخه ی اقتصادی این کشورها را به گردش در آورد.

 و اما افغانستان...

 افغانستان امروز هیچ تفاوت با اروپای آنروز که فقر اقتصادی، عدم ثبات سیاسی و اجتماعی در هر گوشه و کنارش بیداد می کرد، ندارد.

افغانستان بعد از کنفرانس بن در سال 2002م میلیاردها دالر را منحیث کمک های بلاعوض بدست آورده است. اما این کمک ها هیچگاهی نتوانست آن مؤثریت را که پلان مارشال در اروپا داشت، داشته باشد. دلایل آن را می توان ذیلا ارایه نمود:

1. ضعف دولت افغانستان در نحوه ی مدیریت درست از کمک ها و نبود یک استراتژی هدفمند ملی. نحوه ی مدیریت بر کمک ها کاملا ضعیف بوده و یک ستراتژی واحد و قوی سمت دهی درست کمک ها وجود ندارد. طبق احصائیه کارشناسان اقتصادی از هر یک دالر کمک که برای افغانستان از طرف کشورهای دونر و جامعه ی جهانی صورت می گیرد، تنها 16 سنت آن به صورت درست و برای افغانستان به مصرف می رسد و باقی آن تمام حیف و میل گردیده و یا هم دوباره به خارج برمیگردد.

2. عدم موجودیت ذهنیت پذیرش کمک ها در افغانستان. طوریکه قبلا تذکر یافت که در کشورهای اروپایی ذهنیت ها کاملا آماده جلب و جذب کمک ها بود و تمامی اتباع و اقشار و دولت های اروپایی آماده بازسازی کشورشان بود ولی امروز متأسفانه در افغانستان شرایط کاملا برعکس بوده و مقاومت های شدیدی در برابر کمک های خارجی وجود دارد.

 در یک بررسی کلی می توان گفت که افغانستان به یک پلان مارشال تمام عیار ضرورت داشته و شرط موفق اجرا و یا تطبیق همچو پلانی در افغانستان ذهنیت پذیرش و آمادگی پذیرش صدفی صد آن از طرف شهروندان افغانستان و دولت افغانستان می باشد.

 

!! نوشته شده توسط عزیزه ظفری | 9:44 AM | 2009/2/20

RSS